هَمدار چیست؟

«همدار» یا «همداشته» (the commons)، یک اسمِ جمع و مفهومی بسیار کلیدی است که در این نوشته آن‌را از زبان یکی از فعالان و نظریه‌پردازانِ این حوزه معرفی می‌کنیم. پیش از خواندنِ متن به سه نکته توجه داشته باشید. یکی این‌که، متأسفانه، the commons با سطحی‌نگری و سهل‌انگاریِ ویژه‌ای به عنوانِ «منابعِ مشترک» به جامعهٔ فارسی‌زبان معرفی شده است. شاید یکی از دلایلِ این سهوِ لِسان، یکسان گرفتنِ دو واژهٔ common (به معنایِ‌ مشترک) و the commons (به معنایِ‌ همدار که پیشنهادِ ماست) با یکدیگر باشد. به هر حال، همدار مفهومی عام‌تر و بنیادی‌تر از منابع است: بر خلافِ منابع که موجودیتی اساساً اقتصادی هستند، همدارها صرفاً اقتصادی نیستند—اگر چه می‌توانند دربرگیرندهٔ آن باشند. نکتهٔ دوم این است که به واسطهٔ دلایلی تاریخی، بسیاری از مخاطبان به محضِ مواجه شدن با مفهومِ «همدار»، به یادِ مفهومِ «تراژدیِ منابعِ مشترک»—در واقع «تراژدی همدارها»—می‌افتند و در نتیجه به عمق و گستردگیِ این مفهومِ بنیادی و کلیدی توجهِ کافی مبذول نمی‌دارند. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم یکی از مهم‌ترین و بلندمدت‌ترین اهدافِ ما در مجلهٔ یوتوپیا معرفیِ این مفهومِ بنیادی و باطل کردنِ تصوری باشد که همدارگریْ را مرادف با تخریب، سوءبرداشت و تراژدی می‌داند. در نهایت، نکتهٔ سوم این است که همدار مفهومی گسترده است که ابعادِ آن را نمی‌توان در یک یادداشتِ کوتاه باز کرد و همین متنِ کوتاه نیز حاوی تعدادِ زیادی مفهوم و واژهٔ نسبتاً جدید در زبانِ فارسی است که طبعاً باید به تدریج دربارهٔ آن‌ها صحبت کرد و معادل‌های انتخابی را اصلاح نمود. بنابراین، این یادداشت را باید به عنوان یک مقدمهٔ کوتاه، یک نوشتهٔ مرجع برایِ استفادهٔ مجدد در آینده و دریچه‌ای به سویِ کنجکاویِ بیشتر و خودآموزی در نظر گرفت.

مطالب کوتاه نمایش همه

ایده‌هایی ساده برای خلوت کردنِ کمدِ لباس‌هایتان

خلوت کردن کمدِ لباس‌ها راهِ حلی است که قطعاً از آن لذت خواهید برد. شکی نیست که موثرترین و بهترین روش برای خلوت کردن کمدِ لباس‌هایتان این است که از خریدن لباسِ جدید پرهیز کنید تا لباس‌های فعلی به تدریج کهنه و از رده‌خارج شوند و به این ترتیب از تعداد و حجم لباس‌هایتان کاسته شود. اما در کوتاه‌مدت، کارهای دیگری نیز می‌توانید انجام دهید. ایده‌های زیر به شما کمک خواهند که کمدِ لباس خلوت‌تری داشته باشید.

رودخانه‌هایی که مقام انسانی یافتند

بعد از نیوزیلند، هندوستان دومین کشوری در جهان شد که به رودخانه‌‌ها موقعیتی انسان‌گونه اعطا می‌کند. دادگاهی در ایالت اوتاراکند واقع در منطقهٔ هیمالایا چنین حکم کرد: رودهای جَمُنا و گَنگ موجوداتِ زندهٔ انسانی هستند. این رودخانه‌ها در حال از دست دادن هستی‌شان هستند و وقت آن رسیده که اقداماتی خارق‌العاده‌ برای مراقبت و محافظت از آن‌ها انجام گیرد.

ساعت‌هایِ شماطه‌دارِ انسانی

قبل از رواج ساعت‌های شماطه‌دار ارزان، مردمان ساکن کشورهای صنعتی، به خصوص آن‌ها که باید صبح زود در محل‌های کارشان حاضر می‌شدند، چطور از خواب بیدار می‌شدند؟ در این نوشته با یکی از شیوه‌ها آشنا می‌شویم: بیدارکن‌ها. آن‌ها تا اواسط قرن بیستم هنوز در برخی شهرهای بریتانیا وجود داشتند و کارگران سنگین‌خواب را صبح‌ها از خواب بیدار می‌کردند.

چماقِ بزرگ

زورگویی نیرومندترین ابزار اقناع‌سازی است؛ ابزاری که با طلوعِ دورانِ بازار در جوامع کمرنگ شد. اما حالا که به پایانِ دورانِ بازار نزدیک می‌شویم باید بتوانیم چسب‌هایِ دیرینه‌ی اجتماعی از جنسِ فرهنگ و سرمایه‌هایِ اجتماعی را احیا کنیم. در غیرِ این‌صورت پذیرایِ منطقِ چماق خواهیم بود.

خواننده‌ی زنی که تصمیم گرفت دیگر آرایش نکند

آلیشیا کیز خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی است که ۳۵ میلیون نسخه از آلبوم هایش تاکنون به فروش رفته است: او شخصیتی معروف، موفق و دارایِ جای‌گاهی ویژه در صنعتِ سرگرمی است. اخیراً‌ آلیشیا تصمیم گرفته دیگر از لوازمِ آرایشی‌ استفاده نکند و این تصمیم‌اش خیلی‌ها را شگفت‌زده کرده است. اما چرا این تصمیم مهم است؟

معرفی فیلم: مادرکُشی

مستند مادرکُشی، به کارگردانیِ کمیلِ سوهانی، نگاهی آسیب شناسانه به وضعیت حکمرانی آب در ایران دارد. این فیلم با رویکردی پژوهشی می‌کوشد ضمن به تصویر کشیدن مظاهر و نتایج بحران آب، علل مختلف به وجود آمدن این بحران در ایران را بررسی کند. تماشای این فیلم را اکیداً توصیه می‌کنیم.

دیروز و اکنون: از نگاه دیگران نمایش همه

متن سخنرانی نصرت‌الله صفائیان به مناسبت هفتهٔ منابع طبیعی

آقای صفائیان از چالش‌های پیش‌روی ایران در حوزهٔ منابع طبیعی، آب و غذا می‌گوید. این مطلب در وب‌گاه بامدادِ ما منتشر شده است و مجلهٔ یوتوپیا صرفاً آن‌را جهت بازنشر انتخاب نموده و در تهیه، تألیف و انتشار آن نقشی نداشته است. به منظور افزایش خوانایی، مطلب، بدون دستکاری در محتوا، ویراستاری شده است.

گفتگو با عبدالحسین وهاب‌زاده دربارهٔ اهمیت فوق‌العادهٔ تجربهٔ طبیعت در کودکی

مصاحبه با عبدالحسین وهاب‌زاده: با توجه به اهمیت فوق‌العادهٔ تجربهٔ طبیعت در کودکی باید گفت که ما در شرایط امروزی زندگی شهری در تامین این تجربه برای کودکان خویش غفلت کرده‌ایم و این غفلت برای آیندهٔ محیط زیست ما می‌تواند بس گران تمام شود. این مطلب برای اولین بار در مجلهٔ دانش‌نامه (و وب‌گاه زیست‌بوم) منتشر شده و مجلهٔ یوتوپیا صرفاً آن‌را جهت بازنشر انتخاب نموده است.

گفتگو با محمدتقی فَروَر درباره‌ی مدیریتِ محیط زیست

مصاحبه با آقای دکتر محمدتقی فرور، از بنیانگذاران سازمان حفاظت محیط زیست ایران، دربارهٔ مدیریت محیط زیست. این نوشته اولین بار در ماهنامهٔ KWC (شرکت شیرهای بهداشتی‌ ایران) منتشر شده است.

حل کردن برایِ الگو

در منتخب سردبیر/نوشته شده در دههٔ ۱۹۸۰ توسط

راهِ حل‌های خوب چه راهِ حل‌هایی هستند و چه خصوصیت‌هایی دارند؟ این یادداشتِ کلاسیک و ماندگار توسط وِندل بری، شاعر، نویسنده و مزرعه‌دارِ آمریکایی نوشته شده است. او سه نوع راهِ حل را معرفی می‌کند: (۱) راهِ حل‌هایِ بدی که منجر به بروزِ مجموعه‌ٔ نوینی از مشکلات می‌شوند، (۲) راهِ حل‌هایِ بدی که فوراً وضعیتِ مشکلِ کنونی را بدتر می‌کنند؛ و (۳) راهِ حل‌هایِ خوب که در هارمونی با الگوهای بزرگ‌تر عمل می‌کنند. او به کمکِ چند مثال‌ از کشاورزی و دامداریِ صنعتی برخی از مهم‌ترین خصوصیت‌های یک راه حلِ خوب را بر می‌شمارد و معیارهایی چهارده‌گانه برای آن ارائه می‌دهد. اگر چه تمرکزِ متن بر کشاورزی و دامداری است، اما بینش و درون‌مایهٔ آن به حوزه‌های دیگر صنعتی و اجتماعی نیز مربوط می‌شود.

بازاندیشی به جایِ اثرهای بازگشتی

در منتخب سردبیر/نوشته شده در سال ۲۰۱۴ توسط

برخلافِ وعده‌های چشم‌گیر طرف‌دارانِ افزایشِ کارآییِ فن‌آوری‌ها و محصولات، افزایشِ کارآیی معجزه نمی‌کند و تضمینی برای حرکت به سویِ جامعه‌ای پایاتر نیست. آن‌چه سیاست‌های مبتنی بر افزایشِ کارآیی را ذاتاً آسیب‌پذیر می‌سازد پدیده‌ای است به نامِ «اثرهایِ بازگشتی». نویسنده‌های این یادداشت، ولفگانگ ساکس و تیلمَن سانتاریوس، ضمن شرح این پدیدهْ تأکید می‌کنند که اتخاذِ سیاست‌هایِ مبتنی بر بَسَندگی می‌تواند اثرهایِ بازگشتی را محدود کند: افزایشِ کارآیی فقط وقتی موثر خواهد بود که در چارچوبِ بسندگی قرار داشته باشد.

در برابر همه‌چیز: ایوان ایلیچ، مجازات‌گرِ حرفه‌ها

در منتخب سردبیر/نوشته شده در سال ۲۰۱۷ توسط

این‌روزها کمتر از ایوان ایلیچ و نقدهای خیره‌کننده‌اش از ساختارهای جهان مدرن می‌شنویم؛ مگر در برخی محافل آموزشی و مرتبط با کتابِ مشهورِ او یعنی «مدرسه‌زُدایی از جامعه». اما این کتاب فقط بخشِ کوچکی از نظامِ انتقادی اوست؛ نظامی که صداقت، ژرفا، و روشن‌بینیِ آن‌ بسیار کم‌نظیر است و روز به روز بیشتر به کار ما مربوط می‌شود. درست به همین دلیل است که باید بیشتر دربارهٔ آنچه ایوان ایلیچ آن‌را رسالتِ فکری خویش می‌دانست بیاندیشیم: نقدِ تاریخمندِ قطعیت‌های جهان مدرن. در این یادداشت با مجموعهٔ نسبتاً گسترده‌تری از افکار او آشنا می‌شویم.

روی‌کردهای اسرائیلی در رابطه با مردم فلسطین و مسألهٔ آپارتاید

در منتخب سردبیر/نوشته شده در سال ۲۰۱۷ توسط

چندی پیش گزارشی کلیدی و تاریخ‌ساز توسط یکی از نهادهای سازمان ملل به نام «کمیسیون اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل برای آسیای غربی» منتشر شد که چنین نتیجه گرفت: «اسرائیل یک رژیم آپارتاید برپا کرده که کل مردم فلسطین را تحت سلطهٔ خود درآورده است.» این گزارش از این جهت اهمیت دارد که نخستین باری است که یکی از نهادهای سازمان ملل در گزارشی رسمی دولت اسرائیل را یک «رژیم آپارتاید» خطاب می‌کند. اما این گزارش از دو جنبهٔ دیگر نیز اهمیت دارد. یکی این‌که برخلاف اغلب گزارش‌هایی که به مسألهٔ فلسطین می‌پردازند، نگاهی جامع‌نگر، تاریخ‌مند و حقوقی دارد و معضل فلسطین را به صورت کامل در نظر می‌گیرد و با زبانی ساده، کوتاه، مستند و شیوا شرح می‌دهد؛ نه به صورت اتمیزه شده و از یک مقطع تاریخی خاص، مثلاً ۱۹۶۷ به این‌سو. از این نظر، این گزارش یک معرفی عالی برای کسانی است که می‌خواهند با وضعیت اسرائیل آشنا شوند، اما در میان انبوه مطالبی که اغلب با کم‌اطلاعی، خودسانسوری، کم‌اعتباری و یا غرض‌ورزی منتشر می‌شوند سردرگم هستند و نمی‌توانند تصویر کاملی از آپارتاید اسرائیلی به دست بیاورند. علاوه بر این، ما در قبال این گزارش مسئول هستیم، چرا که با دانستن آن‌چه در آن نوشته شده، دیگر نمی‌توانیم نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم و مسئولیت اخلاقی داریم که به هر روشی که در دسترس‌مان هست سعی کنیم پروندهٔ آپارتاید اسرائیلی و ماهیت نژادپرستانهٔ این رژیم را افشا کنیم. در این‌جا ترجمهٔ قسمت نخستین این گزارش که چکیدهٔ مهم‌ترین یافته‌های آن است را منتشر می‌کنیم. با فشار آمریکا و اسرائیل، این گزارش بعد از مدتی کوتاه از وب‌سایت سازمان ملل برداشته شد، اما فایل کامل آن‌را می‌توانید از همین وب‌سایت دریافت نمایید.

عدالت در اشتغالِ‌ مفید

در منتخب سردبیر/نوشته شده در دههٔ ۱۹۷۰ توسط

نقد ایوان ایلیچ از جهان مدرن و خاستگاه‌های تاریخی آن‌ رادیکال و عمیق است. او برای «خودبسندگی» افراد ارزشی ذاتی قائل می‌شود و جامعه‌ای که سرزندگی و خودبسندگی اعضایش را تضمین کند را هم‌شادزی می‌نامد. گسترش بیش از حد نظام تولید صنعتی در تعارض با هم‌شادزیستن قرار دارد و از جنبه‌های مختلفی آن‌را تخریب می‌کند. در این نوشته که بخش‌هایی از کتاب «به سوی تاریخچهٔ نیاز» است، ایلیچ به یکی از این جنبه‌ها اشاره می‌کند.

چه خواهد شد، اگر این یک جنگ نباشد؟

در منتخب سردبیر/نوشته شده در سال ۲۰۱۷ توسط

با کمی دقت در اصطلاحات، استعاره‌ها و روایت‌هایی که به کار می‌بریم متوجه حضور «استعارهٔ جنگ» در آن‌ها می‌شویم. بسیاری از ما، حتی وقتی مترقیانی خواستار گسترش عدالت یا صلح هستیم، برای پیشبرد آرمان‌هایمان «مبارزه» می‌کنیم؛ در جنگ‌ها و جبهه‌هایی که همیشه خودمان را در قسمت خوب‌هایشان قرار می‌دهیم. نویسندهٔ این یادداشت خود روزی یکی از این جنگجویان بوده و مخاطبانش را به این دعوت می‌کند که خارج از استعاره‌های جنگ فکر کنند.

1 2 3 8
0 £0.00
برو بالا