Commons

توسط
بازگشت به واژه‌نامه

همدار (اسمِ جمع)، هم‌داشته، مشاع‌ (مشاعات) یا [منابع] مشترک (commons) منابعی فرهنگی یا طبیعی هستند که به صورت رایگان و بدون نظارت دولتی یا خصوصی در اختیار «همه» اعضای جامعهٔ انسانی و سایر موجودات زنده قرار دارند. به عنوان مثال، هوای موجود در جو زمین، دریاها و اقیانوس‌ها و سیارهٔ زمین در شمار همدارها هستند.

باید توجه داشته باشید که همدارها دارایی‌‌های خصوصی (private) یا عمومی (public) نیستند. در ضمن، همدارها در مفهوم عام خود فقط برای استفادهٔ انسان‌ها نیستند، بلکه مثل هوا و اقیانوس و جنگل، مورد استفادهٔ همهٔ موجودات زنده قرار دارند. در بسیاری از موارد همدارهایی نظیر یک الگوریتم متن‌‌باز[۱]، یک ترانهٔ بومی متعلق به فرهنگ شفاهی یک جامعه یا فضای عمومی یک خیابان، عملاً محدود به انسان‌ها هستند و با این‌حال همدار به شمار می‌روند.

توجه داشته باشید که یک فضای خصوصی یا اختصاصی، مثل یک خانه یا هتل همدار نیست، چون دسترسی به آن محدود به عده‌ای معدود است. اما یک بیمارستان یا کتابخانهٔ عمومی یا دولتی هم در بسیاری از موارد همدار تلقی نمی‌شود، چرا که بیمارستان یا کتابخانه فضاهایی محصور هستند که با نگهبان و کلید مراقبت می‌شوند و ورود به و خروج از آن‌ها کنترل شده است. در نتیجه این‌ها حتی اگر مالکیت دولتی/عمومی داشته باشند و در ساعت‌هایی مشخص برای کاربردهایی مشخص برای عموم باز باشند در شمار همدارها قرار نمی‌گیرند.

نکته ۱: اشتباهی کلیدی نیز در ترجمهٔ فارسی the commons به «منابع مشترک» رخ داده است. باید توجه کرد که همدارها «منبع» (resource) نیستند و ترجمهٔ لفظ the commons به «منابع مشترک» نادقیق و در واقع نادرست است. منبع (resource)، بنا به تعریف چیزی است که ارزش بالقوه یا بالفعل اقتصادی داشته باشد، یعنی برای انسان‌ها صرفهٔ مستقیم یا غیرمستقیم اقتصادی داشته باشد. حال آن‌که ارزش همدارها به مراتب از ارزش اقتصادی آن‌ها برای انسان‌ها وسیع‌تر است.

نکته ۲: مشاع، یا مِلکِ مُشاع (Equity sharing) مفهومی نزدیک به، اما نه مشابه، همدار است. مشاع به معنی سرزمین بخش نشده‌ای است که میان دو یا چند تن مشترک باشد و مالکین مشاعی در جزء جزء مال شریک می‌باشند، بدون اینکه متصرفات آنان مشخص باشد. از این اصطلاح نه تنها درباره زمین‌های شخصی بلکه در بارهٔ کشورها نیز استفاده می‌کنند و در این حالت بیان کنندهٔ این موضوع است که جای‌جای یک کشور اعم از آب و خاک و هوا به همه افراد آن کشور در همهٔ نسل‌ها (همهٔ افراد ملت) تعلق دارد. طبیعی است که اگر مفهوم مشاع را گسترش دهیم و آن‌را به حوزه‌های مشترک با همهٔ موجودات زندهٔ ساکن در یک اکوسیستم، و نه فقط انسان، تعمیم دهیم، مفهوم مشاع به همدار نزدیک می‌شود.

نکته ۳:  استفاده از معادلِ «همدار» این حُسن را هم دارد که می‌تواند واژه‌های مرتبط دیگری نیز ایجاد کند؛ مانند همدارگری  یا همدارورزی (commoning)، همدارگر یا همدارْوَرز (the commoner) و همدارگران و همدارْوَرزان (the commoners).

من در حوزهٔ مدیریت و مهندسی محیطی تحقیق و تدریس می‌کنم: چطور می‌توان کارآیی سیستم‌های شهری و صنعتی را از طریق مطالعهٔ سیستمی، ایجاد پیوندهای موثر بین آن‌ها و مدیریت بهتر پسماندها افزایش داد و ظرفیت‌ها و امکان‌های مختلف را ارزیابی نمود؟ در این حوزه سعی می‌کنم یک عمل‌گرا و ارائه‌دهندهٔ راه‌حل باشم. در پس‌زمینهٔ مطالعاتی‌ام علاقمند به تاریخ، مدرنیت، و شناخت و نقد قطعیت‌ها و اسطوره‌های معاصر هستم. در این حوزه سعی می‌کنم ارائه‌دهندهٔ پرسش‌های رادیکال و دشوار باشم. پیش از این، حدود هشت سال در صنایع بین‌المللی نفت و گاز در ایران و برخی کشورهای حاشیهٔ خلیج‌فارس کار کرده بودم.

هدف ما در مجلهٔ یوتوپیا افزایش دانایی عمومی دربارهٔ مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی است. مطالب مجله با عشق انتخاب، ترجمه و منتشر می‌شوند. بهترین و تنها دلگرمی برای ما این است: مطالب ما را بخوانید، درباره‌شان فکر کنید، با ما حرف بزنید!


  1. open source 

بانک اطلاعاتی ترجمه یا معادل‌های فارسی اصطلاحات تخصصی انگلیسی