عدالت در اشتغالِ‌ مفید

در منتخب سردبیر/نوشته شده در دههٔ ۱۹۷۰ توسط
نقد ایوان ایلیچ از جهان مدرن و خاستگاه‌های تاریخی آن‌ رادیکال و عمیق است. او برای «خودبسندگی»[۱] افراد ارزشی ذاتی قائل می‌شود و  جامعه‌ای که سرزندگی و خودبسندگی اعضایش را تضمین کند را هم‌شادزی[۲] می‌نامد. گسترش بیش از حد نظام تولید صنعتی در تعارض با هم‌شادزیستن قرار دارد و از جنبه‌های مختلفی آن‌را تخریب می‌کند. در این نوشته که بخش‌هایی از کتاب «به سوی تاریخچهٔ نیاز»[۳] است، ایلیچ به یکی از این جنبه‌ها اشاره می‌کند.

ترجمه: روزبه فیض

امروزه هر نیاز جدیدی که به تأیید نهادهای حرفه‌ای برسد[۴]، دیر یا زود به یک حق[۵] بدل می‌گردد. فشارِ سیاسی برای تثبیت هر کدام از این حق‌ها، مشاغل و کالاهای نوینی ایجاد می‌کند. هر کالای نوینی فعالیت‌هایی را که افراد تا پیش از آن به تنهایی و به صورت خودبسنده از عهده‌اش بر می‌آمدند، تخریب می‌کند. هر شغل جدیدی، مشروعیت را از کاری که تا آن موقع توسط افراد غیرشاغل انجام می‌شد می‌گیرد. قدرتِ حرفه‌ها برای اندازه‌گیری آن‌چه باید خوب و درست دانسته و انجام شود، خواسته[۶]، تمایل[۷] و توانایی[۸] انسانِ «معمولی»[۹] برای زندگی در چارچوب وسیله‌های خودش را تحریف می‌کند.

روزی که حق شهروندان برای دسترسی به وکیل رسمی تثبیت می‌شود، حل اختلافات در کافه‌ها و قهوه‌خانه‌ها به کاری جاهلانه یا جامعه‌ستیزانه تبدیل خواهد شد. همان‌طور که اکنون زایمان در خانه چنین تلقی می‌شود. همان‌طور که حق شهروند دیترویتی برای زندگی در خانه‌ای که سیم‌کشی‌اش به صورت حرفه‌ای انجام شده است، از آن برق‌کار اتوموبیل که سیم‌کشی خانه‌ٔ خودش را انجام می‌دهد یک قانون‌شکن ساخته است. از دست رفتن یکی پس از دیگری «آزادی‌ فرد برای مفید بودن» خارج از شغل یا کنترلِ حرفه‌ای، تجربه‌ای گمنام اما شدیداً منفور است. این تجربه همراه با آن‌چه آن‌را «فقر مدرن‌‌شده»[۱۰] می‌نامم می‌آید. داشتن مقداری ناچیز آزادی عمل برای داشتن «بیکاری مفید» این‌روزها به مهم‌ترین امتیاز افرادی که دارای موقعیت اجتماعی بالا هستند تبدیل شده است. امتیازی که به شکلی روز افزون از اکثریت جامعه گرفته می‌شود.

پافشاری بر حق شهروندان برای مراقبت و تأمین شدن[۱۱] توسط انواع نهادهای حرفه‌ای، به تدریج به حق صنایع و حرفه‌های مختلف برای فتحِ مشتریان بیشتر، تأمین آن‌ها توسط کالاها و خدماتی که ارائه می‌دهند و نابود کردن شرایطِ محیطی‌ِ ضروری برای مفید بودن فعالیت‌ِ افرادِ غیرشاغل، تبدیل شده است. بنابراین، تا اطلاع ثانوی، تلاش‌ها برای توزیعِ عادلانهٔ «فرصت و تواناییِ مفید بودن برای خود و دیگران» خارج از حوزهٔ اشتغال—یا خدمت اجباری نظیر سربازی—به بن‌بست رسیده و عملاً فلج شده است. کاری که خارج از مشاغل پرداختی[۱۲] انجام می‌شود، اگر به کلی نادیده گرفته نشود، حتماً دست کم گرفته خواهد شد. فعالیتِ خودبسنده[۱۳] سطح اشتغال را تهدید می‌کند، انحراف اجتماعی ایجاد می‌کند و در تولید ناخالص ملی[ا] لحاظ نمی‌شود: بنابراین اطلاق لفظ «کار کردن»[۱۴] به آن درست نیست. کار[۱۵]، دیگر به معنای تلاش کردن و زحمت کشیدن[۱۶] نیست، بلکه همسری مرموز است که با سرمایه‌گذاریِ مولّد[۱۷] ازدواج کرده است. کار کردن، دیگر به معنای خلق آن‌چه از نظر فرد ارزشمند تلقی می‌شود نیست، بلکه عمدتاً یک شغل است و شغل یک رابطهٔ اجتماعی است. بی‌شغلی[۱۸] به جای این‌که به عنوان آزادی فرد برای انجام کارهایی که برای خود یا همسایه‌هایش مفیدند در نظر گرفته شود، بطالتی غمناک دانسته می‌شود. زنی فعال که خانه‌ای را اداره می‌کند و بچه‌ها را بزرگ می‌کند و به بزرگ‌ کردن بچه‌های دیگران کمک می‌کند، از زنی که شاغل است متمایز تلقی می‌شود. این‌که ثمرهٔ کار زنِ شاغل چقدر ممکن است بی‌فایده یا زیان‌بار باشد، اهمیتی در این ارزیابی ندارد. فعالیت‌ها، تلاش‌ها، موفقیت‌ها یا خدماتی که خارج از روابطِ سلسله‌مراتبی و غیرقابل‌اندازه‌گیری توسط استانداردهای حرفه‌ای انجام شوند[۱۹]، جوامعِ ‌پُرکالا یا کالازده[۲۰] را تهدید می‌کنند. ایجاد ارزش‌های مصرفی‌یی[۲۱] که از حوزهٔ اندازه‌گیری‌های موثر می‌گریزند، نه تنها نیاز به کالاها و خدمات بیشتر را محدود می‌کند، بلکه شغل‌هایی که آن‌ها را تولید می‌کنند و فیش‌های حقوقی‌یی که برای خرید آن‌ها لازم هستند را نیز محدود می‌کند.

در قرون وسطی، هیچ رستگاری‌یی خارج از کلیسا وجود نداشت و روحانیون زمان به سختی می‌توانستند به توده‌ها توضیح دهند که خدا چه بلاهایی بر سر آن دسته از کافرانی[۲۲] که به وضوح بافضیلت یا مقدس بودند خواهد آورد. به شکلی مشابه، در جامعهٔ معاصر، هیچ کار و تلاشی مولد نیست، مگر این‌که به دستور رئیسی انجام شده باشد. اقتصاددان‌ها به سختی می‌توانند این امرِ واضح را که افراد می‌توانند خارج از حوزهٔ نفوذ بنگاه‌ها[۲۳]، آژانس‌های داوطلبی[۲۴] یا اردوگاه‌های کار[۲۵] مفید باشند شرح دهند. کار کردن فقط وقتی مولّد، محترم و در شأن شهروندان است که طی فرایندی انجام شود که توسط عوامل حرفه‌ای برنامه‌ریزی، نظارت و کنترل شده است. عواملی که وظیفه‌شان این است که اطمینان حاصل کنند که کار در راستای نیازی تضمین‌شده[۲۶] و به شکل استاندارد انجام می‌شود. در جامعه‌های صنعتی پیشرفته، جستجو—یا حتی اندیشیدن به—بی‌شغلی، به عنوان شرط لازم برای انجام کار مفید و خودبسنده[۲۷]، تقریباً غیرممکن شده است. زیرساخت‌های جامعه به گونه‌ای سامان‌دهی شده‌اند که فقط اشتغال است که امکان دسترسی به ابزارهای تولید را برای شخص فراهم می‌آورد. مالکیت دولتی هم چاره نیست و انحصار تولیدِ کالا[۲۸] بر ایجاد ارزش‌های مصرفی[۲۹] را تشدید می‌کند. فقط با داشتن پروانه می‌توانی به کودکی درس بدهی؛ فقط در درمانگاه می‌توانی استخوانی شکسته را درمان کنی. کار در خانه[۳۰]، کار و هنرِ دستی[۳۱]، کشاورزیِ معیشتی[۳۲]، فن‌آوری‌هایِ رادیکال، تبادلِ آموخته‌ها‌[۳۳] و چیزهایی نظیر این، به فعالیت‌هایی تبدیل می‌شوند که فقط توسط بیکاره‌ها، غیرمولدها، افراد بسیار فقیر یا افراد بسیار ثروتمند انجام می‌شوند.

ایوان ایلیچ
ایوان ایلیچ فیلسوف اتریشی، کشیشِ کاتولیک و یک منتقد اجتماعی سرسخت بود که درباره‌ی نهادهای فرهنگِ معاصرِ غرب و تأثیرِ آن‌ها بر آموزش، پزشکی، کار، مصرفِ انرژی، حمل و نقل و توسعه‌ی اقتصادی کتاب‌های متعددی نوشته است.

هدف ما در مجلهٔ یوتوپیا افزایش دانایی عمومی دربارهٔ مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی است. مطالب مجله با عشق انتخاب، ترجمه و منتشر می‌شوند. بهترین و تنها دلگرمی برای ما این است: مطالب ما را بخوانید، درباره‌شان فکر کنید، با ما حرف بزنید!


  1. autonomy 

  2. convivial 

  3. Illich I (1978) Toward a history of needs. 1st edition. New York: Pantheon Books. 

  4. every new need that is professionally certified 

  5. right 

  6. desire 

  7. willingness 

  8. ability 

  9. common man 

  10. modernized poverty 

  11. the right to be taken care of and supplied 

  12. paid job 

  13. autonomous activity 

  14. work 

  15. labor 

  16. toil 

  17. productive investment 

  18. unemployment 

  19. a hierarchical relationship and unmeasured by professional standards 

  20. commodity-intensive society 

  21. use value 

  22. pagans 

  23. corporation 

  24. volunteer agency 

  25. labor camp 

  26. a certified need 

  27. autonomous and useful work 

  28. commodity production 

  29. generation of use-values 

  30. housework 

  31. handicrafts 

  32. subsistence agriculture 

  33. learning exchanges 


  1. ا) GNP که مفهومی است که پیش از GDP به کار برده می‌شود. 

0 £0.00
برو بالا