شهر به مثابهِ سیستمی زنده

در منتخب سردبیر/نوشته شده در سال ۲۰۱۶ توسط
عنوانِ اصلیِ مطلبِ زیر، که به شکلی بیانیه‌گون تدوین شده، «بیانیه‌ای برای پایانِ آرمان‌شهرها: شهرها به مثابهِ سیستم‌هایی زنده»[۱] است. نویسنده از شهرِ سالم به مثابهِ مکانی برای ملاقات، مشارکت و اتصال یاد می‌کند، نگرشی که ارائه‌ی روایتی نوین از شهر را طلب می‌کند.

۱

تغییر و نوآوری دیگر به ارائه‌یِ الگوهایی که به دقت جایی و زمانی در آینده را توصیف می‌کنند مربوط نمی‌شود. تغییراتِ مثبت وقتی رخ می‌دهد که افراد مجدداً و در بسترِ غنی و واقعیِ جهان به هم متصل شوند—هم با یکدیگر و هم با زیست‌سپهر. من معمولاً به جای این‌که از مدیرانِ شهری درباره‌ی چند و چونِ آرمان‌شهرهایِ موردِ نظرشان سؤال کنم، آن‌ها را با این دو پرسش به چالش می‌کشم: «آیا می‌دانید ناهارِ بعدیِ شما از کجا تأمین می‌شود؟» و «آیا می‌دانید آن مکان سالم است؟». این روی‌کرد، تمرکزِ حوزه‌ی طراحیِ شهری را از زیرساخت‌هایِ سخت—نظیرِ خیابان و لوله‌‌ها—بر می‌دارد و نگاهی سیستمی و تمام‌نگر را تشویق می‌کند که در آن‌ دغدغه برایِ سلامتیِ جاهایی که شهر را تغذیه یا آبیاری می‌کنند پُررنگ و مِحوری است. در این نوع نگرش، شهر یک سیستمِ زنده است و سلامتِ اجتماع‌هایِ کشاورزی، زمین‌هایشان، حوزه‌هایِ آبریز، و تکثرِ زیستی، بخشی لاینفک از رونقِ شهر در آینده قلمداد می‌شود. این نگاه به ما یادآوری می‌کند که در میانِ حوزه‌هایِ آبریز، حوزه‌هایِ غذاریز[۲] و انواعِ حوزه‌هایی که فیبر و غذایِ موردِ نیازمان را تأمین می‌کنند زندگی می‌کنیم. به عبارتِ دیگر، ما فقط در شهرها، شهرستان‌ها یا حومه‌ها زندگی نمی‌کنیم.

۲

دسترسی به نانِ خوب و مرغوب نشانه‌ای مطمئن از سلامتیِ سیستمِ غذاییِ یک شهر است. نانِ خوب نشان‌گرِ سرزندگیِ باکتریایی است. در چندین شهرِ عمده‌ی جهان، پیشگامانِ واقعیِ نان، به کمکِ اتصالِ بازی‌گرانِ محلیِ متعدد در حالِ کوتاه‌تر کردنِ زنجیره‌ی غلّات هستند. در این زنجیره‌ها فاصله‌ی بینِ محلِ کشتِ غلّه و جایی که نان مصرف می‌شود کاهش می‌یابد و کشاورزانِ شهری[۳]، نگهدارندگان و تجمیع‌کنندگانِ بذر[۴]، میان‌گاه‌هایِ غذا[۵]، بازارهایِ کشاورزان[۶]، آسیاب‌ها و کارگاه‌هایِ فرآوریِ محلی شکل می‌گیرند و به هم متصل می‌گردند. همین‌طور که این فعالیت‌ها، زیرساخت‌ها و مهارت‌هایِ مشبّک تقویت می‌شود، به تدریج حوزه‌هایِ غلّه‌ریز[۷] شکل می‌گیرند.

۳

در این میان، سکّوهایِ نوینِ توزیع[۸] نقشِ مهمی بازی می‌کنند. به عنوانِ مثالِ لاروش[۹]، که معنایِ نامِ کاملِ آن‌ «کندوهایی که آری می‌گویند»[۱۰] است، زاده‌ی فکرِ یک سرآشپز و طراحِ صنعتیِ فرانسوی به نامِ گلِم شِرون[۱۱] است. لاروش قدرتِ اینترنت را با انرژیِ شبکه‌هایِ اجتماعی ترکیب می‌کند تا بتواند شکافِ بینِ تولیدکنندگانِ کوچک و مشتری‌هایشان را پر کند. روی‌کردِ سکّوهایِ غذایی نظیرِ لاروش روی‌کردی تمام‌نگر است که در آن منافعِ اجتماع‌هایِ کشاورزان و مردمانِ محلی، زمین، حوزه‌هایِ آبریز و تنوعِ زیستی در نظر گرفته می‌شود.

۴

تأکید بر سیستم‌هایِ زنده به معنایِ گونه‌ی نوینی از زیرساخت‌هاست. سازمان‌هایِ جدیدی موردِ نیاز خواهند بود: تعاونی‌هایِ غذا[۱۲]، آشپزخانه‌هایِ محلی[۱۳]، صرفِ غذای گروهی در محله‌ها[۱۴]، باغچه‌هایِ قابلِ تناول[۱۵] و سکّوهایِ توزیعِ غذا. مکان‌هایِ جدیدی برایِ بروزِ خلاقیتِ اجتماعی موردِ نیاز خواهند بود: کارگاه‌هایِ کوچکِ تولیدِ آب‌جو یا ماءالشعیر[۱۶]، خانه‌هایِ نانوایی‌‌[۱۷]، باغ‌هایِ حاصل‌خیز[۱۸]، میان‌گاه‌هایِ مخصوصِ دوچرخه‌هایِ باری[۱۹]، فضاهایِ کاروَرزی[۲۰]، مراکزِ بازیافت[۲۱] و نظایرِ آن. برایِ گسترشِ سکّوهایِ تعاونی، سیاست‌هایِ تشویقی و حمایتی لازم است تا بتوان سرپناه‌ها، حمل و نقل، غذا، تحرک‌پذیری[۲۲]، آب و مراقبت از کهن‌سالان را به صورتِ همیارانه ایجاد و توان‌مند کرد. از طریقِ این سکّوهایِ تعاونی، ارزشِ تولیدی به شکلی عادلانه میانِ همان افرادی که آن‌را ارزشمند ساخته‌اند تقسیم می‌شود. فن‌آوری، نقشِ مهمی در شکوفاییِ زیرساخت‌هایِ موردِ نیاز برایِ شکل‌گیریِ این روابطِ نوینِ اجتماعی‌ بازی می‌کند. تلفن‌هایِ همراه و اینترنتِ اشیاء[۲۳] کارِ گروه‌هایِ محلی را برایِ به اشتراک گذاشتنِ تجهیزات یا فضاهایِ همگانی آسان‌تر می‌کنند و اجازه می‌دهند که اعتماد‌سازی و مدیریتِ مسئولیت[۲۴] به شکلی غیرمتمرکز انجام شود.

۵

در قلبِ این تحولاتِ در حالِ بروز، روایتِ نوینی از «مکان»[۲۵] نهفته است. شهرها به عنوانِ کاتالیزورِ تغییراتِ سیستمیِ موردِ نیازِ ما عمل می‌کنند و نقشِ آن‌ها کلیدی است. آن‌ها می‌توانند مظهرِ داستانی نوین درباره‌ی توسعه و پیشرفت باشند که در آن سلامتی و تنوعِ زیستی، و حوزه‌هایِ غذاریز و آبریز، در شمارِ شاخص‌هایِ کلیدیِ موفقیّت[۲۶] قلمداد می‌شوند. سلامتِ راستینِ شهر در گروِ بازتعریفِ آن‌ به مثابهِ محلِ ملاقاتِ بینِ عاملانِ تغییر[۲۷]، طرد شدگان[۲۸]، و شبکه‌هایِ در سایه[۲۹] است. سلامتِ یک شهر به معنایِ مشارکت[۳۰] و نه صرفاً نظاره‌گری[۳۱] است. اتصال، نوعی نوآوری است.

جان تاکارا
جان تاکارا نظریه‌پرداز و ترویج‌گرِ نوآوریِ عوامانه[۳۲] در راستایِ سازمان‌دهیِ اقداماتِ نظری و عملی برای ایجادِ آینده‌ای پایا است.

هدف ما در مجلهٔ یوتوپیا افزایش دانایی عمومی دربارهٔ مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی است. مطالب مجله با عشق انتخاب، ترجمه و منتشر می‌شوند. بهترین و تنها دلگرمی برای ما این است: مطالب ما را بخوانید، درباره‌شان فکر کنید، با ما حرف بزنید!


  1. Manifesto For Utopias Are Over: Cities Are Living Systems 

  2. foodshed 

  3. urban farmers 

  4. seed bankers 

  5. food hubs 

  6. farmers markets 

  7. grain sheds 

  8. distribution platforms 

  9. La Ruche Qui Dit Oui 

  10. The Hive that Says Yes 

  11. Guilhem Cheron 

  12. food co-ops 

  13. community kitchens 

  14. neighbourhood dining 

  15. edible gardens 

  16. craft breweries 

  17. bake houses 

  18. productive gardens 

  19. cargo bike hubs 

  20. makerspaces 

  21. recycling centres 

  22. mobility 

  23. internet of things 

  24. manage trust 

  25. place 

  26. key indicators of success 

  27. change agents 

  28. outliers 

  29. shadow networks 

  30. participation 

  31. spectacle 

  32. grassroot innovation 

0 £0.00
برو بالا