هَک کردنِ زمین: آیا اشکالی دارد؟

در مطالب کوتاه/نوشته شده در سال ۲۰۱۴ توسط
سردبیر: روی‌کردهایِ تکنولوژیکی نسبت به مشکلاتِ زیست‌محیطی جذابیتِ ویژه‌ای دارند، چرا که اغلب بر این فرض استوارند که ورودِ آن‌ها با نظمِ موجودِ اجتماعی و اقتصادی در تضاد نیست و در عوض می‌توانند بسیاری از مشکلاتِ ما را حل کنند. هَک کردنِ زمین اصطلاحی است که نویسنده‌ی این مطلب برایِ توصیفِ «مهندسیِ زمین» به کار می‌گیرد. اغلبِ این روش‌ها برای مقابله با پدیده‌ی بحران‌سازِ گرمایشِ زمین پیشنهاد می‌شوند و مقبولیتِ روزافزونی یافته‌اند. اما آیا مهندسیِ زمین روی‌کردی موثر است؟

 

ترجمه: روزبه فیض

این داستانِ علمی-تخیلی را به یاد دارید؟ گونه‌ای پیشرفته که به خاطرِ گرمایشِ سیاره‌اش در معرضِ انقراض قرار داشت، آینه‌هایی عظیم در استراتوسفر[۱] قرار داد تا یک «چترِ فضاییِ» عظیم ایجاد کند که بخشی از اشعه‌ی خورشیدی را به کیهان باز گرداند. اما آینه‌ها کار نکردند. گونه‌ی موردِ نظرِ ما مصمم باقی ماند و این‌بار یک آتش‌فشانِ عظیمِ مصنوعی ساخت که قادر بود خاکسترِ زیادی را به جو ارسال کند. هدفِ او این بود که خاکسترِ منتشر شده در جو به مثابهِ مِهیِ دائمی در آسمان‌ها عمل کند و از شدتِ تابشِ خورشیدی به زمین بکاهد. اما این ایده هم کار نکرد. گونه‌ی ما، ناامیدانه به روش‌هایِ دیگری روی آورد. این‌بار او میلیون‌ها تن بُراده‌ی آهن در دریاها خالی کرد، به این امید که فیتوپلانکتون‌ها[۲] را به جذبِ گازهایِ جاذبِ گرما از جو ترغیب کند…

این داستان را به خاطر نمی‌آورید؟ من نیز. دلیلش این است که داستانِ بالا علمی‌-تخیلی نیست بلکه گزیده‌ای واقعی است از طرح‌هایی جدی برای حلِ چالشِ گرمایشِ جهانی به کمکِ فن‌آوری‌هایِ موسوم به «مهندسیِ زمین»[۳]. محبوبیتِ سیاسی این طرح‌ها رو به افزایش است و مرتباً در نشست‌هایی نظیرِ کنفرانسِ مهندسیِ اقلیمیِ برلین، که در سالِ ۲۰۱۴ برگزار شد، موردِ بحث قرار می‌گیرند. چند نمونه‌‌ی دیگر از این ایده‌هایِ ظاهراً عجیب عبارتند از: ساختِ کندوهایِ عسلِ مکانیکی یا مزرعه‌هایِ جلبکِ دریایی عظیم در اقیانوس‌ها که از طریقِ جذبِ گازکربنیکِ جو بتوانند اقیانوس‌ها را تغذیه[۴] کنند؛ یا پروژه‌هایِ بزرگ‌تری نظیرِ ساختنِ پهپادهایِ اقیانوس‌پیمایِ محرکِ ابرها[۵] و آینه‌هایِ فضایی که قرار است از طریقِ مدیریتِ تابشِ خورشید[۶] به مثابهِ کلیدِ تنظیم کننده‌ی نورِ خورشید عمل کنند.

هَکرهایِ سیاره سرشان شلوغ می‌شود. کسب و کارهایِ نوپا[۷] و ثبتِ اختراع‌ها[۸] در این زمینه همین حالا هم رونق گرفته‌اند. نِیتان میروُلد[۹] بنیان‌گذارِ شرکتِ «جسارت‌هایِ معنوی»[۱۰] پیشنهاد می‌کند که برایِ مقابله با آلودگی، آلودگیِ بیشتری تولید کنیم: تزریقِ گوگرد در استراتوسفر از طریقِ یک شلنگِ باغبانی که تا آسمان کشیده شده است. راس جورج[۱۱] که یک پارتیزانِ واقعی در عرصه‌ی مهندسیِ زمین است، با هدفِ نجات دادنِ اقیانوس‌ها، در سالِ ۲۰۱۲ با دقتِ هر چه تمام‌تر بیش از ۱۰۰ تن سولفیدِ آهن در دریا ریخت. ایده‌ی قبلیِ لووِل وود[۱۲] شاملِ یک برنامه‌ی جنگِ ستاره‌ای[۱۳] بود. اما یکی از ایده‌هایِ مربوط به مدیریتِ تابشِ خورشید این روزها بیشترین طرف‌دار را پیدا کرده است: آتش‌فشانی مصنوعی موسوم به «سایه‌بانِ غول‌پیکر»[۱۴] که از طریقِ انتشارِ گوگرد در استراتوسفر سرمایش ایجاد می‌کند (لایه‌ی گوگرد اشعه‌ی خورشید را به سمت فضا منعکس می‌کند). بنا به محاسبات، سرمایشِ تولید شده توسطِ سایه‌بانِ غول‌پیکر قابلِ مقایسه با سرمایشِ متعاقبِ انفجارِ آتفش‌فشان‌هایی همچون پیناتوبو[۱۵] در سالِ ۱۹۹۱ است. به عبارتِ دیگر، سایه‌بانِ غول‌پیکر شبیهِ یک آتش‌فشانِ عظیم در آسمان‌ها عمل می‌کند. خوب، چه اشکالی دارد؟

اما… آیا نباید نگرانِ خیلی چیزها باشیم؟ پروژه‌ای نظیرِ این، ریسکِ بروزِ خشک‌سالی و قحطی برای میلیاردها نفر را به همراه دارد، ریسکی که عمدتاُ نصیبِ ساکنان کشورهایِ در حالِ توسعه می‌شود. این نتیجه‌ای است که اقلیم‌شناسی به نامِ آلن روباک[۱۶] با شبیه‌سازیِ تزریقِ گوگرد از طریقِ شیرهایِ آتشفشانی در سال ۲۰۰۸ گرفت. اگر تزریقِ گوگرد در جو آغاز شود، دیگر نباید آن‌را متوقف کرد چرا که قطعِ آن به گرمایشِ ناگهانی و احتمالاً کشنده‌‌ای منجر خواهد شد. این شبیهِ این است که سیاره را به صورتِ دائمی به دستگاهِ حفظِ حیات[۱۷] وصل کنیم. علاوه بر این، این کار باعثِ تار شدنِ آسمان می‌شود که کاراییِ تولیدِ برقِ خورشیدی را کاهش خواهد داد.

در کنارِ ریسک‌هایِ بالا، برخی معذوریت‌هایِ اخلاقی نیز باید لحاظ شوند. درست همان‌طوری که کمک‌هایِ مالیِ دولتی به بانک‌ها آن‌ها را به ادامه‌ی رفتارِ بی‌مبالات ترغیب می‌کند، این ایده که قرن‌ها رفتارِ محیطیِ نامناسب را می‌توان به کمکِ چند دستکاریِ زیرکانه، که در واقع وصله‌پینه‌کاریِ موردِ علاقه‌ی شرکت‌هایِ بزرگِ نفتی است، معکوس کرد به این معناست که میهمانی را می‌توان برایِ همیشه ادامه داد. این طرزِ تفکر به خوبی سرازیر شدنِ دلارهایِ نفتی به سویِ تحقیقاتِ مهندسیِ زمین را توضیح می‌دهد. یکی از نشست‌هایِ رسمی مهندسی زمین که در سال ۲۰۰۸ برگزار شد توسطِ دانشمندِ ارشدِ شرکتِ نفتیِ بی‌پی[۱۸] به نامِ استیو کونین[۱۹] میزبانی شد؛ و کسب و کارهایِ استخراجِ نفتِ قطران[۲۰] در کانادا حامیِ شرکتِ نوپایِ مهندسی کربن[۲۱] هستند. یک اتاقِ فکرِ آمریکایی[۲۲] که از حمایتِ سخاوتمندانه‌ی مالی شرکت‌هایِ نفتی برخوردار است در سالِ ۲۰۰۸ بخشی به نامِ پروژه‌ی مهندسی زمین راه‌اندازی کرد. کارآفرین‌هایی نظیرِ نِیتان میروُلد پیشنهاد می‌کنند که از پسماندهایِ گوگردِ زرد مربوط به استخراجِ‌ نفتِ قطرانی برای تزریقِ گوگرد در جو استفاده کنیم تا میهمانی همین‌طور ادامه پیدا کند.

این نمونه‌ای عالی از تفکرِ مبتنی بر شعبده‌بازی است: اول سیاره را برایِ همگان تخریب کنیم و بعد تهویه‌ی مطبوع را روشن کنیم! هکرهایِ سیاره که اغلب مرد هستند، نوعی تفکرِ مبلغِ تکنولوژی[۲۳] را نمایندگی می‌کنند که به شکلی بی‌سابقه در حالِ رواج یافتن است. اعتقادی نرینه‌وار[۲۴] به حق و تواناییِ انسان در مهار کردنِ طبیعت. این اعتقاد در تضاد با نگرشی قرار دارد که ما را مسئولِ یادگرفتنِ چگونگیِ زندگی در میانِ محدودیت‌هایِ طبیعی‌مان می‌داند. هم اکنون نیز بحث‌ها از «اگر» به «چگونه» گذار می‌کنند و دیگر صحبت از «آزمودن» نیست، بلکه بحثِ «حکمرانی»[۲۵] مطرح است و این‌که مهندسیِ زمین[۲۶]‌ ممکن است جایِ محصولاتِ دستکاریِ ژنتیکی شده[۲۷]‌ را به عنوان سوژه‌ی بازیِ چپ‌هایِ محیطی بگیرد. با اشاره به داستانِ فرانکنشتاین، می‌توانیم به فرانکن‌محصول‌هایِ ژنتیکی و فرانکن‌سیاره‌هایِ مهندسی‌ِ زمین شده فکر کنیم. فراکن‌محصول‌هایی که در مقایسه با فرانکن‌سیاره‌ها به حشراتی خرد شبیه خواهند بود. در فرانکن‌سیاره‌‌ی آینده ممکن است روندِ آب شدنِ یخچال‌ها کاهش یافته باشد، اما اسیدی شدنِ اقیانوس‌ها، جنگل‌زدایی و نابودیِ گونه‌هایِ زیستی سیرِ بی‌وقفه‌ی خود را ادامه خواهد داد.

اما آیا چنین سرنوشتی برایِ زرسالارانی که از این طرح‌ها حمایت می‌کنند اهمیتی هم دارد؟ آن هم با در نظر نکته‌ای که نآومی کلاین[۲۸] در کتابِ اخیرش به نامِ «این همه چیز را تغییر می‌دهد»[۲۹] به آن اشاره کرده است: در برخی محافلِ ثروتمندان صحبت از ترکِ سیاره برایِ همیشه است. صد البته که این نتیجه‌یِ منطقیِ ذهنی است که با تغییر دادنِ سیاره‌ و هَک کردنِ آن در انتظارِ کشتیِ نوحِ فضایی می‌نشیند تا معدودی خوشبخت را با خود به آن‌سویِ مرزهایِ زمین ببرد. این تصویر، بی‌شباهت به رویایِ هکرهایِ بدن[۳۰] یعنی آن‌ها که در تلاش برای به دست آوردنِ حیاتِ جاودانه هستند نیست. در این روایتِ تسکین‌بخش، غول‌هایِ صنایعِ نفت و هوافضا همان‌طور که برایِ همیشه از زمین دور می‌شوند می‌توانند محو شدنِ سیاره‌ای که آلوده‌کرده‌اند را از پنجره‌ی فضاپیمایشان تماشا کنند؛ در حالی که آن‌جا رویِ زمین میلیاردها انسان باقی مانده‌اند که باید برایِ بقاءِ خود تلاش کنند: بالایِ سرشان آسمانی کِدر و مهندسی شده‌ و زیرِ پایشان دریایی اسیدی و رو به مرگ.

اما ما انتخاب‌هایِ دیگری نیز پیشِ رویمان داریم. انتخاب‌هایی که کمتر «عجیب» به نظر می‌رسند. به جایِ این‌که خورشید را برایِ همه‌ی ساکنانِ زمین نیمه‌تاریک کنیم، می‌توانیم صنایعِ سوخت‌هایِ فسیلی را وادار به دنباله‌روی از هدف‌هایِ تعیین شده برای ِ انتشارِ گازهایِ گل‌خانه‌ای[۳۱] کنیم. اما شاید محدود کردنِ شرکت‌هایِ بزرگِ نفتی، بر خلافِ آینه‌های فضایی و آتش‌فشان‌های آسمانی، بیش از حد به داستان‌هایِ علمی‌-تخیلی شبیه باشد.

هدف ما در مجلهٔ یوتوپیا افزایش دانایی عمومی دربارهٔ مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی است. مطالب مجله با عشق انتخاب، ترجمه و منتشر می‌شوند. بهترین و تنها دلگرمی برای ما این است: مطالب ما را بخوانید، درباره‌شان فکر کنید، با ما حرف بزنید!


  1. stratosphere 

  2. phytoplankton 

  3. geo-engineer 

  4. fertilize 

  5. cloud-spewing ocean drones 

  6. solar radiation management or SRM 

  7. startup 

  8. patent 

  9. Nathan Myhrvold 

  10. Intellectual Ventures 

  11. Russ George 

  12. Lowel Wood 

  13. Star Wars program 

  14. Giant Sunshade 

  15. Pinatubo 

  16. Alan Robock 

  17. life-support 

  18. BP 

  19. Steve Koonin 

  20. tar sand oil 

  21. Carbon Engineering 

  22. American Enterprise Initiative 

  23. techno-evangelism 

  24. macho 

  25. governance 

  26. GE 

  27. GM 

  28. Naomi Klein 

  29. This Changes Everything 

  30. body hackers 

  31. emission targets 

0 £0.00
برو بالا